:آيا همان گونه که علل هستي بخش موجودات مادي به ماديات علم حضوري دارند، آيا موجودات مادي نيز به علل ه
:آيا همان گونه که علل هستي بخش موجودات مادي به ماديات علم حضوري دارند، آيا موجودات مادي نيز به علل ه


پرسش:آيا همان گونه که علل هستي بخش موجودات مادي به ماديات علم حضوري دارند، آيا موجودات مادي نيز به علل هستي بخش خود علم حضوري دارند يا نه؟(چنانچه برخي آيات الهي دلالت بر علم و تسبيح تمام اشياء دارند.)

پاسخ:

1ـ طبق مبانی حکماء مشاء که قائل به تباین وجودات می باشند و معتقدند که وجود هر موجودی تباین کامل از وجود موجودات دیگر دارد ، تنها مصداق علم حضوری علم شیء به ذات خود می باشد ؛ چرا که علم حضوری یعنی حضور وجود معلوم در نزد عالم . پس اگر وجود موجودات تباین تامّ از یکدیگر داشته باشند محال است که وجود موجودی در نزد موجود دیگر حاضر شود. بر این اساس ، وجود معلول نیز تباین کامل از وجود علّت هستی بخش خود داشته هیچکدام نسبت به یکدیگر علم حضوری نخواهند داشت. بر همین اساس ، حکماء مشاء علم خداوند بر مخلوقات را هم علم حصولی می دانند نه علم حضوری. (ر.ک: نهایةالحکمة ، مرحله 11 ، فصل 11)

2ـ امّا طبق مبانی حکمت متعالیه ، که وجود را حقیقت واحد و موجودات را مراتب کثیر آن حقیقت واحد می داند ، وجود علّت و وجود معلول ، دو حقیقت متباین از یکدیگر نیستند ؛ بلکه علّت ، مرتبه ی شدید و معلول ، مرتبه ی ضعیف یک حقیقت می باشند. لذا علّت ، حقیقت معلول ، و معلول ، رقیقت علّت می باشد. بر این اساس ، معلول با تمام وجودش در نزد علّت خویش حاضر است و علّت نیز به اندازه ی سعه ی وجودی معلول در نزد معلول حضور دارد. البته باید توجّه داشت که اتّحاد علّت و معلول ــ به نحو حمل حقیقت و رقیقت ــ و حضور آن دو برای یکدیگر ، منحصر در وجود آنهاست نه ماهیّاتشان ، که امری اعتباری است ؛ به عبارت دیگر معلول با وجودش در نزد علّت حاضر است نه با حدّ وجودش ؛ و وجود معلول نیز چیزی جز تعیّن علّت در مرتبه ی معلول نیست. بنا بر این ، از حضور علّت و معلول در نزد یکدیگر ، لازم نمی آید که یکی دارای ماهیّت دیگری نیز باشد. برای مثال از علم خداوند متعال به انسان لازم نمی آید که ماهیّت انسان در علم خدا حضور داشته باشد ، بلکه وجود انسان ، بدون حدود عدمی آن ، در نزد خدا حضور دارد. (ر.ک: نهایةالحکمة ، مرحله 11 ، فصل 11)

  مطلب دیگر در باب علم حضوری آنکه در حکمت متعالیه بیان شده که علم ، حضور شیء مجرّد است برای شیء مجرّد. (ر.ک: نهایةالحکمة ، مرحله 11 ، فصل اوّل) ؛ لذا موجود مادّی از آن جهت که مادّی است نه معلوم واقع می شود و نه عالم ؛ و اساساً مادّه به اصطلاح فلسفی آن امری اعتباری بوده ، معلومیّت آن نیز اعتباری می باشد. بلی علّت هستی بخش موجود مادّی علم حضوری به آن موجود دارد ، امّا به سبب صورت مجرّد آن موجود مادّی. (ر.ک: نهایةالحکمة ، مرحله 12 ، فصل 11)

4 ـ در آیات و روایات نیز شواهدی وجود دارد که معالیل علم حضوری بر خالق خود دارند و خداوند متعال را در وجود خود حاضر می یابند. به چند نمونه از این شواهد نقلی اشاره می شود.

خداوند متعال می فرماید: « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ ــــ هر کجا رو کنید پس وجه الله آنجاست ؛ همانا خدا گستراننده و علیم است.» (بقره: 115) یعنی هر کجا رو کنید چه به درون ذات خود و چه به بیرون آن ، موجودی را خالی از وجه الله نمی یابید. و وجه الله همان مشیّت ، فیض عامّ الهی و اسم اعظم فعلی خداست که هستی هر موجودی از اوست.

امام صادق (ع) در وصف خداوند متعال فرمودند: « ... مَعْرُوفٌ عِنْدَ كُلِّ جَاهِل‏ ... ـــ خدا شناخته شده است در نزد هر جاهلی ... » (بحارالأنوار ،ج4 ،ص 286 )

امام حسین (ع) فرمودند: « كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِمَا هُوَ فِي وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَيْكَ أَ يَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاك‏ ... وَ قَالَ أَيْضاً تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ فَمَا جَهِلَكَ شَيْ‏ءٌ وَ قَالَ تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَرَأَيْتُكَ ظَاهِراً فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَأَنْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ  ـــــــ  خدايا چگونه استدال می شود بر تو به سبب آنچه که در وجودش محتاج توست؟! آيا ديگرى ظهورى دارد كه تو ندارى تا او ظاهر کننده ی تو گردد؟ كى نهان بودی تا نيازمند دليل باشی ، كه به سوی تو رهنمايی کند؟ و كى دور بودى تا آثار كسى را به تو رسانند؟! كور باد ديده‏اى كه تو را نبيند!. ... و نيز فرموده است: خود را به هر چيزی شناساندى و چيزى جاهل به تو نيست.  و فرموده است: تو خود را در هر چيزى به من شناساندى و تو را در هر چيز ، روشن ديدم و تو برای هر چيزی ظاهری.» (بحار الأنوار، ج‏64، ص142 )

 

 

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






نویسنده : سجاد حسینی فهرجی وسید علی حسینی فهرجی
تاریخ : چهار شنبه 17 خرداد 1391
زمان : 8:49


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.